تبلیغات
سربازان گمنام امام زمان (عج)

سربازان گمنام امام زمان (عج)
 
به وبلاگ گمنامان خوش آمدید.
نظر سنجی
کدام یک از نهادهای نظامی را دوست دارید؟




لوگوی همسنگران
طراح قالب
معببر سایبری فندرسک
سخنرانی حضرت آیت الله خامنه‌ای (دامت بركاته) (رئیس جمهور وقت) در مراسم افتتاح دانشكده اطلاعات




بسم الله الرحمن الرحیم
 قبل از هر مطلبی لازم است آن حالت قلبی و شگفتی و سپاسگزاری از خدا و قدردانی خودم را از اینكه می‌بینم این مركز، این بنا و این تشكیلات از كجا به كجا رسیده و از اعماق منجلاب بدیها و ظلمات و فساد به اوج معنویت و صفا و تقوی و ورع كشانده شده، ابراز كنم و به شما برادران عزیز عرض كنم، اینجا كجا بود؟ چه بود؟ و چه شد؟ آنروزها از فاصله یك كیلومتری اینجا، انسان ظلمات اختناق و استبداد و ظلم و فساد را حس می‌كرد. امروز از همه جای كشور، تا هر جا كه شعاع حضور برادران عزیز وزارت اطلاعات هست، انسان عطر معنویت، تقوی و باخدا بودن و ذكر و توجه داشتن را استشمام می‌كند. وجود بابركت آقای ری‌شهری عزیزمان، یقیناً سهم بسیار عمده‌ای را در این حركت داشته و دارد و انشاءالله خواهد داشت. همچنین همكاران ایشان.
من به این چهره‌های آشنا، منور و صورتهای نورانی و باصفای شماها نگاه می‌كنم و از ته دل خدا را شكر می‌كنم. روزی اینجا، مركز و محور همه فسادهای دستگاه ظلمانی و طاغوتی بود و امروز اینجا منبع صفا و نور و یكی از مراكز عمده مبارزه با همان دستگاه‌ها و نظایر آنهاست. این نعمت را قدر بدانید، نعمت بزرگی است. این نعمت را خودمان بدست نیاورده‌ایم بلكه خدا به ما داده است. اگر چه كه: "ما بِكُمْ مِنْ نِعْمَهٍ فَمِنَ الله" همه نعمتها از سوی خداست، اما این یكی و برخی از نعمتها،، نتیجه توجه و عنایت خاص الهی است. قدر بدانید. شكر كنید. خدا را از یاد نبرید و این توجه موجب خواهد شد كه این نعمت برای ما بماند و همچنین، توسعه و افزایش پیدا كند.
ما چند تا مشكل عمده در باب اطلاعات داریم. یكی اینست كه كشور ما یك كشور هدف برای بیگانگان بوده و هست. در گذشته بخاطر نفت، موقعیت استراتژیكی، حضور بالقوه اسلام و ایمان و در طول این چندین ده سال گذشته، در هر موسمی به علل دیگر یكی از اهداف اطلاعاتی بوده است. امروز هم كه معلوم است به دلایل بیشتر از دلایلی كه همیشه بوده، ما و كشورمان، یك هدف عمده اطلاعاتی را برای سرویس‌های اطلاعاتی دنیا تشكیل می‌دهیم. اینجا را با كشوری كه در یك منطقه عادی وجود دارد، نمی‌شود مقایسه كرد. با آنجایی كه چیزی مثل اسلام ندارد، نمی‌شود مقایسه كرد. با آنجایی كه ذخیره نفتی و گازی كم نظیری ندارد نمی‌شود مقایسه كرد. همه اینها به دلایل مختلفی كه قاعدتاً بر شما پوشیده نیست، كشور ما را به صورت یك هدف عمده اطلاعاتی درآورده كه این خودش یك مشكل است.
بعد از انقلاب كه دروازه‌ها باز شد و یك قدری بی در و پیكر شدیم، در آن چند ماه اول وقتی اطلاعات سپاه شكل گرفت و كارهایی شروع شد، كشور ما تا اعماقش در اختیار سرویس‌های اطلاعاتی قرار گرفت.
اوائل انقلاب ما آمدیم این ساختمان‌های گوناگون را در این عمارت، نگاه كردیم، در پنهان‌ترین اتاقهای اینجا، شعارهای چریكهای فدایی خلق و منافقین را دیدیم، تا این اعماق آمده بودند. می‌دانید كه آن‌ها هم جاسوس بودند. البته خیلی فرصت نكردند كه هر چه می‌خواهند ببرند. اما همین قدر كه پایشان به اینجا رسید، محوطه به این عظمت را ناامن كردند. شاید نیروهای انقلابی به فكرش هم نبودند. اما آن‌ها نه به فكر و عقل خودشان، بلكه به هدایت سرویس‌های امنیتی بیگانگان، فهمیدند اینجا كجاست، اینجا آمدند، اداره دوم رفتند جاهای دیگر رفتند و من خودم دیدم (این روایت نیست) در اتاقهای اداره سوم، اداره دوم، اداره هشتم، (طبق آن تقسیمات قدیم دستگاه اطلاعاتی ایران) در آن زوایا و پنهان خانه‌ها هم، ما هر جا كه رفتیم، دیدیم آرشیوها به هم ریخته و پرونده‌ها به سرقت رفته است و الآن هم ما قاعدتاً یك مقدار پرونده كم داریم آنوقت هم كه بررسی می‌كردند، پرونده‌ها نبود یا كم بودو معلوم بود كه به سرقت برده‌اند. علاوه بر اینها "جای پای اینها بود" آمده بودند، همه جا را كشف كرده بودند. پنهان ترین جاهای هر نظام، طبعاً دستگاه اطلاعاتی و مركز اسناد اطلاعاتی آنجاست. حال شما ببینید وقتی اینجا وارد بشوند، جاهای دیگر هم بطریق اولی رفته‌اند. مخصوصاً آن كشورهایی كه در بعضی از استان‌های ما، كنسولگری داشتند، توانستند به خانه امام جمعه، استانداریها، مساجد، حسینیه‌ها، در بین مردم و شخصیت‌ها بروندو آن‌ها را تخلیه اطلاعاتی كنند و از آن‌ها راهنمایی بگیرند. مثلاً سرویس اطلاعاتی روسیه در ایران، خیلی از خانه‌ها و جاهایی را كه رژیم سابق، دستگاه‌های روسی را از آنجاها كنترل می‌كرد، كشف كرد و فهمید كه از اینجاها، لو می‌رفته است. پرونده مقربی را دزدیدند و خیلی از مسایل را از آن طریق كشف كردند بوسیله منافقین كه یادتان هست ... ...
این قبیل پرونده‌ها و شگردهای اطلاعاتی سیا و موساد را كه ساواك در گذشته از آن‌ها استفاده می‌كرد، همه را پیدا كردند. بدین ترتیب هم شگردهای اطلاعاتی، منابع و اسناد، به میزان زیادی لو رفت و هم مسایل كشور ما. خیلی از چیزها بود كه اگر جهت تهیه شان، یك مامور اطلاعاتی به 5 سال وقت نیاز داشت اینها ظرف 5 روز آن اطلاعات را بدست می‌آوردند. این هم یك مشكل دیگر ماست كه دورانی را گذراندیم كه كشور ما بی در و دروازه بود، آمدند اینجا و خیلی چیزها را كشف كردند و رفتند.
مشكل دیگر ما مشكل تبادل اطلاعات است. ما الآن در دنیا تنها هستیم. بخش مهمی از نیازهای اطلاعاتی، اطلاعات خارجی است و در این رابطه كشورها به هم كمك می‌كنند. سرویس‌های اطلاعاتی بیشتر این كشورها، یك پلیس معمولی است كه اسمش امنیتی می‌باشد اصلاً قادر به كشف نیست، بخصوص كشف كیس‌های پیچیده و مهم. اما می‌بینید كه اطلاعات در دستشان هست. این به دلیل همكاریها و تبادل اطلاعات است كه انجام می‌گیرد. چند تا "مادر اطلاعات" در دنیا وجود دارند با تجربه فراوان، تكنیك‌های پیچیده اطلاعاتی، شبكه بسیار وسیع و غنی و پرپول و پرتجربه، كه مربوط به استكبار شرق و غرب و كشورهای مختلف اروپایی و اسرائیل هستند. اینها هر كدام در كشورهای دیگر یك طیف اطلاعاتی دارند. دوستانی دارند كه به اینها كمك می‌كنند. مثلاً كشورهای اروپای شرقی، یقیناً از شبكه وسیع اطلاعاتی شوروی كه تجربه، سابقه، پول، امكانات و افراد زیادی دارد، استفاده می‌كنند. شبكه‌های اروپایی از یكدیگر استفاده می‌كنند. شبكه‌های غربی یقیناً از سیا استفاده می‌كنند.
شبكه‌ای مثل "اینتلیجنت سرویس انگلیس" كه 100 سال یا بیشتر مشغول كار اطلاعاتی با آنهمه تجربه است، یقیناً به خیلی از كشورهای عربی، كشورهای كوچك، در مقابل امتیازاتی كه می‌دهند، سرویس می‌دهد، در مقابل پایگاه‌های نظامی، در مقابل معامله، قرارداد، خرید و غیره استفاده اطلاعاتی می‌كنند. كما اینكه ایران ستمشاهی هم همین كار را می‌كرد. اینجا كارشناس‌های سیا، سرویس‌های اسرائیلی و انگلیسی بودند كه در اسناد همین جا، كاملاً منعكس است دنیا امروز اینجوریست. مثلاً شبكه مخابرات، شبكه ارتباطات رفت و آمد و ترابری، اینها در دنیا، چقدر به هم كمك می‌كنند؟ تلكسها و ماهواره ها، چقدر به هم كمك می‌كنند؟ یك كشوری اگر بخواهد بدون ماهواره، كار مخابراتی بكند چقدر مشكل است؟ اطلاعات هم عیناً همین طور است. یك شبكه به هم پیوسته جهانی است. البته هر كشوری، منافع خودش، حیطه خودش و كار و اهداف خودش را دارد ولی به یكدیگر كمك می‌كنند. ما از این شبكه جهانی خارج هستیم. هیچكس نیست كه به ما اطلاعات بدهد. چون آن هم‌پیمانها و دوستان صمیمی لازم كه ما را بر دیگران ترجیح بدهند و صادقانه و مخلصانه برای ما كار كنند را در دنیا نداریم. ما خودمان، تنها هستیم و در مقابل ما یك ظلمات اطلاعاتی وجود دارد. آن‌ها همه به هم كمك می‌كنند. چراغ می‌دهند، از نورافكن‌های هم استفاده می‌كنند. ما كه می‌خواهیم برویم جلوی ما بسته است. همه دنیا را فرضاً تشبیه كنید به یك باندی، مثل این باندهای سیاسی و گروهكی كه هستند وهمدیگر را دارند.
شبكه‌های اطلاعاتی جهان یك باند هستند كه به هم لبخند می‌زنند. به هم جراغ سبز می‌دهند. به هم كمك می‌كنند. از لغزش‌های همدیگر صرفنظر می‌كنند، نسبت به هم خرده گیری نمی‌كنند. اشتباهات یكدیگر را برطرف می‌كنند. ولی ما مثل یك آدم خارج از باند هستیم كه روی پای خودش ایستاده، با زور و قدرت و تدبیر خودش، هر كاری می‌تواند باید بكند (البته با توكل بر خدا). اینهم یكی از مشكلات ماست.
یكی دیگر از مشكلات، كثرت توطئه‌های براندازی علیه ماست، علیه بعضی از كشورها توطئه هست، كار اطلاعاتی هست، ولی نه بقصد براندازی، مثلاً الآن شبكه اطلاعاتی اسرائیل، یقیناً در كشور مصر نفوذ دارد و مشغول كار است، اما قصد براندازی ندارد، چه چیز برای او بهتر از مبارك نامبارك است؟ از خدا می‌خواهد كه چنین رژیمی سركار باشد. یا آمریكا، با همه دوستی یی كه باكشورهای مرتجع عربی دارد، در داخل آن‌ها، مشغول جمع‌آوری اطلاعات است و كار می‌كند. كما اینكه در داخل نظام شاه هم همین‌طور بود. سیا در داخل ایران در مواضع گزارشگر نقاد، نسبت به رژیم شاه قرار گرفته بود و دائماً داشت گزارش تهیه و مخابره می‌كرد و روح شاه و دور و بریهای مفلوك و بیچاره او هم خبر نداشت، اما آمریكایی‌ها قصد براندازی نداشتند. پس كار اطلاعاتی در كشوری كردن و هدف اطلاعاتی قراردادن یك كشور، منافاتی با اینكه قصد براندازی نداشته باشند ندارد.
اما در كشور ما، شاید بتوانم بگویم كه تمام شبكه‌های اطلاعاتی كوچك و بزرگی كه هستند، نیت براندازی دارند و هیچكدام از كشورها اینجور نیستند. مثلاً در یك كشور كمونیستی، اگر شبكه‌های غربی نفوذ كنند، جاسوسی می‌كنند و قصد براندازی هم دارند اما شبكه‌های شرقی دیگر آنجا، قصد براندازی ندارند و همین طور در همه جناح‌بندی‌های جهانی. ولی ما شانس و افتخارمان اینست كه همه شبكه‌های كوچك و بزرگ، قدیمی و جدیدی، باتجربه و بی تجربه، توانا و بی عرضه‌ای كه اینجا هستند و جست و خیزی برای خودشان در عالم اطلاعات می‌كنند، قصد براندازی دارند. گروه‌های براندازی كشور ما تقریباً بدون استثناء، یا استثناهای خیلی ضعیفی، گروه‌های وابسته به همین شبكه‌های اطلاعاتی هستند منافقین، چریكهای باصطلاح فدایی، گروه‌های مختلفشان، اینها كسانی هستند كه قصد براندازی دارند و وابسته به همان شبكه‌های اطلاعاتی‌اند. اگر وابسته به آن‌ها نبودند، احتمال داشت كه قصد براندازی نداشته باشند.
مثلاً یك گروه سیاسی بود و می‌خواست كار سیاسی بكند، ولی حالا قصد براندازیش با آن اهداف شبكه‌های اطلاعاتی گره خورده است. می‌بینیم اینهمه شبكه براندازی و فعالیت براندازی در كمتر كشوری در دنیا وجود دارد. البته مشكلات دیگری هم داریم. بعضی مربوط به مسایل داخلی كشورمان است كه رفع می‌شود، یا مسایل مربوط به امكانات ما، كه آنهم قابل رفع است. یك مقدار زیاد آن رفع شده و بعد از این هم انشاءالله با تلاش برادران مسئول در دولت و وزارت اطلاعات، مرتفع خواهد شد. یكی هم تربیت نیروی انسانی است كه بحمدالله دارد مرتفع می‌شود.
 اما مشكلات مهم ما كه باید روی آن‌ها برنامه‌ریزی و فكر كنیم، آن‌هایی است كه عمدتاً گفتم. ما هستیم و اینهمه مشكلات. از طرفی كار هم زیاد داریم. اگر هیچیك از این مشكلات را هم نداشتیم، یك سری كارهای لازمی داریم كه آقای فلاحیان برادر عزیزمان اشاره كردند. ما باید به خیلی از جاها سرویس اطلاعاتی بدهیم. خیلی‌ها در دنیا به ما محتاجند و ما الآن نمی‌توانیم به آن‌ها سرویس بدهیم. بسیاری از این سازمان‌های آزادیبخش، در دنیای اطلاعات سرشان كلاه رفته است. اطلاعات دروغ به آن‌ها داده‌اند اطلاعات بد به آن‌ها داده‌اند، آن‌ها را فریفته‌اند، آن‌ها را ترسانده‌اند، به طمع انداخته‌اند.
فرض كنید كه یك سازمان مبارزی در آفریقا، در خاورمیانه و یا در هر جای دیگر، دارد می‌جنگد. اگر چنانچه، دستگاه‌های اطلاعاتی با شگردهای مخصوص خودشان در مسیر آن‌ها، چند تا اطلاع دروغ عمده قرار بدهند، مثلاً ناگهان به آن‌ها خبر بدهند كه فلان دولت بزرگ دنیا تصمیم قطعی گرفته كه شما راقلع و قمع كند و هیچ بنای مذاكره و صحبت هم ندارد و و تصمیم دارد بكلی شما را نابود كند و فلان دولت و فلان كشور و فلان دستگاه را هم با خودش همراه كرده و اینكه می‌بینید به شماها لبخند می‌زنند دروغ است. معمولاً سازمان‌های آزادیبخش در مقابل چنین حادثه ای، بخودشان می‌لرزند و دل می‌بازند. و بنده احتمال زیاد می‌دهم كه سازمان آزادیبخش فلسطین در كنار مشكلاتی كه داشته و پول كه مثل همه احتیاج داشتند و نیز بقیه ضعفهایی كه داشتند، آن عامل این بود كه در كله اینها فرو كرده‌اند (البته این حدس است و متكی به یك اطلاع نیست) كه آمریكا، الّا ولابد مصمم است كه شما را از این منطقه بردارد. دولتهای مرتجع عرب را هم با خودش همراه كرده و با فشار، دولتهای مترقی را به میانه رو تبدیل خواهد كرد. اسرائیل هم چیزی نیست كه آمریكا بتواند از او دست بردارد. اسرائیل برای حیات آمریكا در این منطقه لازم است. شما‌ها هم بنا بر این است كه قلع و قمع شوید.یك گروه را بجای شما خواهند تراشید و آن‌ها با آمریكا مذاكره خواهند كرد واسمشان هم سازمان آزادیبخش خواهد بود. پول هم می‌گیرند. آبرو هم دارند. بالاخره در یك گوشه‌ای از این مملكت، یك تكه‌ای از زمین را به آن‌ها می‌دهند به اسم مملكت شما و شما هم نابود می‌شوید. و این دل آن‌ها را خالی كرد. دیدند كه اگر قرار است كسی به آرمان فلسطین خیانت بكند و بهره‌ای ببرد، چرا آن‌ها این كارها را نكنند. ایمان هم كه نبود، وضع اینجور شد. در حالی كه شاید این یك اطلاع درستی نبود و اگر سازمان آزادیبخش فلسطین، تصمیم می‌گرفت با اسرائیل یعنی با آمریكا بجنگد، بهیچوجه آمریكا ممكن نبود بتواند بر اینها فائق بیاید. اینها اگر با سلاح می‌جنگیدند پول هم بیشتر گیرشان می‌آمد. البته راحتی و آسایش برایشان نبود. اینكه بروند بلمند و در ناز و نعمت و در هتلهای درجه یك اروپا و آمریكا و با عیش و عشرت، زندگی كنند برایشان نبود. اما پول بیشتر گیرشان می‌آمد. آبرو و اعتبار هم كه معلوم است. قدرت نیز بیشتر گیرشان می‌آمد. اینها همان كسانی بودند كه در سال 1966، آن نبرد كذایی كرامه را براه‌اند اختند و برای اولین بار، آنچنان ضربه‌ای به اسرائیل زدند كه دنیای عرب را به اهتزاز در آوردند. با چند تا كلاشینكف، با چند تا نارنجك و با یك مقدار تی.ان.تی وقتی كه اینها در حالی كه یك مشت آدم بی در كجای هیچی ندارند، می‌روند و اینجور می‌توانند به اسرائیل ضربه وارد كنند، چرا آنوقتی كه صد برابر او جمعیت دارند، هزار برابر او امكانات و سلاح و قدرت دیپلماسی دارند چرا نتوانند حتماً می‌توانستند. و من الآن هم اعتقادراسخ دارم كه اگر از وسط درخت پوسیده سازمان آزادیبخش یك جوانه نو، سر بزند و یك مدتی بگذرد كه بتواند خودش را بگیرد، ساقه‌ای ببندد و ریشه‌ای بگیرد، یقیناً آمریكا و سایر قدرتهای مرتجع منطقه از عهده‌اش بر نمی‌آیند و می‌تواند محور مبارزات ضدصهیونیستی در همه دنیا شود. ما هم حتی حاضریم به او كمك كنیم.
آنروز هم اینها می‌توانستند بعد هم می‌توانستند. دل خودشان را باختند و بیشترین نقش را در این كار، سرویس‌های اطلاعاتی و سازمانهای اطلاعاتی داشتند. به اینها تفهیم كردند كه بیخود معطل هستید. اینها هم ضمیرشان آماده بود. بعضی از آن‌ها كه خیلی فاسد بودند از اول هم چیزی نبودند. ولی بعضی‌ها را ما از نزدیك دیده بودیم، واقعاً آدمهای مبارزی بودند. حاضر بودند مبارزه كنند اما دیدند فایده‌ای ندارد. از كجا فهمیدند فایده‌ای ندارد؟ از شیوه‌های اطلاعاتی و شگردهای اطلاعاتی كه خود آن‌ها سر راه اینها گذاشته بودند. خوب، حالا اگر یك دستگاه اطلاعاتی قوی و منسجم و با تسلط در یك گوشه دنیا وجود داشته باشد و نورافكن را بیندازد به نقاط تاریك و به سازمان‌های آزادیبخش بگوید: نگاه كن ببین خطر ندارد و می‌شود جلو رفت، ببینید چقدر وضع دنیا عوض می‌شود؟ همین الآن، سازمان‌های مبارزه با آفریقای جنوبی محتاج این حركت اطلاعاتی هستند. آن‌ها هم در معرض همین خطرند. آن‌ها هم آنجوری كه من دیدم در معرض خطر این هستند كه به این اعتقاد برسند كه نمی‌شود بیخود با آفریقای جنوبی مبارزه كرد. فایده‌ای ندارد. ممكن است اگر ما یك دستگاه اطلاعاتی داشتیم، اگر می‌توانستیم از نقاط ضعف آن كشور مطلع باشیم، اگر می‌توانستیم از سابق و حال استفاده كرده و یك فعالیت اطلاعاتی بكنیم، بتوانیم نقاط ضعف را به اینها نشان دهیم. مشكلاتی را كه آمریكا در كمك رسانی به آفریقای جنوبی دارد به اطلاعشان برسانیم. كه این از یك كار سیاسی به مراتب می‌توانست موفق تر باشد. ما كار سیاسی را كردیم اما كار سیاسی اگر در كنارش پول نباشد، در كنارش كار اطلاعاتی نباشد، در كنارش یك فعالیت حساب شده نظامی نباشد، نمی‌تواند پیش برود. آن اثر خودش را ندارد.
ببینید یك سرویس اطلاعاتی قوی چقدر می‌توانست اینجا به ما كمك كند. پس ما هم برای خودمان به یك سازمان اطلاعاتی بسیار قوی، منسجم، فعال، مبتكر و راه گشا نیاز داریم و هم برای دیگران احتیاج داریم. دیگران هم به ما احتیاج دارند. كشورهای عربی هم به ما احتیاج دارند. ما اگر یك دستگاه اطلاعاتی قوی داشتیم، می‌توانستیم به كشورهای عربی خلیج فارس كه حتی بعضی از آن‌ها نسبت به ما وقاحت هم كرده‌اند و هیچ حدی را نگه نداشتند، كمك كنیم تا به آن‌ها تفهیم كنیم كه چه بالقوه‌هایی دارند و چه كمك‌هایی می‌شود به یك حركت مستقلی در خلیج فارس بكنند. به سوریه و لیبی هم می‌توانستیم كمك كنیم. پس ما هدفمان برای آماده شدن، فقط خودمان و كشور خودمان نیست. تفكر انقلابی و مترقی در دنیا نیاز دارد كه یك دستگاه اطلاعاتی قوی و منسجمی كه بتواند روی پای خودش بایستد و احساس نیاز به دیگران نكند، وجود داشته باشد. او كجاست؟ شما كشوری را به من نشان دهید كه یك چنین دستگاه اطلاعاتی داشته باشد و بتواند اینطور آزاد و مستقل عمل كند، نیست. خوب واجب كفایی است، منبع الكفایه هم وجود ندارد، در نتیجه به گردن ما می‌افتد. ملاحظه می‌كنید كه ما تكلیفمان در باب اطلاعات، یك تكلیف خیلی ریشه دار و وسیع است.
 امام بزرگوار و دوراندیش و حكیم كه اشیاء را آنچنان كه باید ببیند می‌بیند و حقایق را آنطور كه باید بفهمد، می‌فهمد با آن بصیرت معنوی و آن روح قدسی و ملكوتی كه آدم فكر می‌كندیك چنین عارف معنوی قدوسی، متعلق به عالم لاهوت كجا و كار اطلاعاتی كجا، ملاحظه می‌كنید كه چنین انسانی، اینقدر بر مسئله اطلاعات تاكید می‌كنند كه بارها در جلسه می‌نشینند و از آقای ری‌شهری گزارش می‌گیرند و ایشان به امام گزارش می‌دهند. در حالی كه در بین وزاری دیگر كمتر اتفاق می‌افتد یك وزیری خدمت امام برود و گزارش بدهد. این برای چیست؟ برای اهمیت این مسئله است كه حتی ذهن آن بزرگوار را هم به خودش مشغول می‌كند. این خیلی مهم است و چیز كوچكی نیست. بنابر این ما به یك دستگاه اطلاعاتی قوی، وسیع، منسجم، مستقل و مبتكر احتیاج داریم. اگر ابتكار نداشته باشید، نمی‌توانید مستقل باشید، مجبورید با عصای دیگران راه بروید كه خوب می‌دانید عصای دیگران برای ما، هم بی تمكین و هم سست است، نه در اختیار ما قرار می‌گیرد و اگر در اختیار ما قرار بگیرد ما مایل نیستیم به آن تكیه كنیم. اگر ابتكار و خودجوشی نداشته باشیم، عقب می‌مانیم. تا الآن هم البته، خودجوشی بچه مسلمانها و شما بچه‌های حزب اللهی و همین عناصر مومن و مخلصی كه این كار را این چند ساله گذرانده‌اند، توانسته است بسیاری از موانع و مشكلات را، پشت سر بگذارد. اما بعد از این، كار زیادتری داریم كه این كار دانشكده می‌تواند یك قدم بسیار مهمی باشد و بنده امیدوار هستم به سهم خودم بتوانم به گذران كار این دانشكده كمك كنم. هم در شورای انقلاب فرهنگی و با كمك برادر عزیزمان دكتر فرهادی و هم در دولت، البته كمك ما به "شما" است و "شمایی" باید باشید تا بشود كمك كرد. شما منظورم این جسم‌ها نیست. منظورم "دلها، نیتها، انگیزه‌ها و شوقهاست" چه استاد چه شاگرد، چه مدیر چه گرداننده،منظورم اینهاست. اگر با این شوقی كه شما تا بحال دنبال این قضیه بودید، چه مسئولین محترم وزارت، چه اساتیدی كه بودند و جزوه نوشته و درس‌ها را آماده كرده‌اند كه بسیار مژده بزرگی بود، چه شاگردهایی كه می‌خواهند درس‌ها را بخوانند، شماها اگر با شوق و ذوق انشاءالله با ایمان و توجه به این اهداف مهم و مقاصد بزرگی كه در این كار هست، این كار را ادامه دهید، بنده امیدوارم ما از دیگران عقب كه نخواهیم افتاد، بلكه ممكن است از دیگران جلو هم بیفتیم. البته در بلند مدت می‌شود و در این كار، سادگی نباید كرد و "دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد" حواستان جمع باشد، اینجا از آن جاهایی است كه ضربت را بی هوا می‌زنند. اینجا دیگر میدان جنگ نظامی نیست كه با فرستادن هواپیمای اطلاعاتی و چند تا نفوذی بشود گفت دشمن چه نیرویی دارد و چه جور است نه خیر اینجا بسیار بسیار ظریفتر، حساس تر و خطرناكتر است. این جبهه كه شما در آن دارید می‌جنگید و می‌خواهید آماده شوید از آن جبهه‌های خطرناك است. اگر خودتان را نپایید آنچنان ضربه می‌خورید كه فرصت آخ گفتن هم پیدا نمی‌كنید. حواستان باید جمع باشد و یكی از آن چیزهایی كه حواس را جمع می‌كند "ورع" است.
 نكته‌ای را آقای فلاحیان اشاره كردند، كه به نظر من نكته خیلی مهمی بود گفتند: "آن برادرهایی كه بتوانند خودشان را در بحرانهای مختلف حفظ كنند"، بنده با دقت فرمایش ایشان را گوش كردم، آنقدر در كار اطلاعاتی، بحران وجود دارد كه در كار نظامی، در كارسیاسی و در كار اقتصادی وجود ندارد.
آن چیزی كه می‌تواند شما را نگه دارد، "تقوی" است، "ورع" است، "ذكر خداست" مبادا غافل شوید مبادا پایتان بلغزد، مبادا شبكه‌های تار عنكبوتی من حیث لا یحتسب شما را احاطه كنند. آدمی كه خوابش می‌آید گاهی بخودش می‌گوید، الآن بلند می‌شوم فقط چشمم را روی هم بگذارم و بردارم، یكوقت می‌بیند، یك ساعت بعد بیدار شد. گاهی اتفاق افتاده كه بخواهید صبح زود بلند شوید، اگر دیر خوابیده باشید، این حالت پیش می‌آید، آدم به خوش می‌گوید بلند می‌شوم، اما حالا چشمم را روی هم بگذارم و دوباره بردارم، تا گذاشت، به خواب رفت. كار اطلاعاتی اینجوریست، ضربه را آدم اینجور می‌خورد. هم "فساد اخلاقی" یك لجنزار لغزنده، چسبناك و خیلی خطرناك است و هم "فساد سیاسی"، آنهم مثل همانست، مواظب باشید دچار فساد سیاسی هم نشوید.
 از جمله خزه‌های بسیار خطرناكی كه پای شما را در اعماق این دریا (كه دارید در آن شنا و غواصی می‌كنید) می‌پیچد و نگه می‌دارد، باند بازی و گروه بازی سیاسی است. مثل خزه به پای آدم می‌پیچد، هر چه آدم دست می‌زند بالا بیاید نمی‌تواند، غرق می‌شود مواظب اینها باشید. "ورع" كه گفتیم:
"وَرَعُ یَحْجُزُهُ عَنْ مَحارِمِ اللهِ" مثل سپری، مثل یك حفاظ پولادینی او را از آتش و جهنم سوزان محارم الهی باز می‌دارد. ورع دست خود آدم هم هست، هیچكس نمی‌تواند بگوید من نمی‌توانم ورع داشته باشم، تقوی داشته باشم و بر خودم فائق بیایم، نخیر، همه می‌توانند، مثل اینست كه همه مردم می‌توانند ورزش كنند، البته آنكس كه مریض نباشد، منتهی آن آدمی كه از روز اول ورزشكار است حداكثر می‌تواند 10 تا 15 دقیقه نرمش كند، نباید نگاه كند به آن پهلوانی كه یك وزنه 200 كیلویی را روی سرش بلند می‌كند و در نتیجه بگوید من كجا می‌توانم این كار را بكنم، خوب بلی او هم اول با نرمش 15 دقیقه‌ای شروع كرده و حالا به آنجا رسیده است، آدمهای ضعیف البنیه هم می‌توانند ورزش كنند. ضعیف البنیه‌ها هم وقتی ورزش كردند قوی البنیه می‌شوند. اینهم ورزش معنوی است، همه می‌توانند غیبت نكنند و نشنوند. البته اولش كمی سخت است ولی بعد آسانتر و آسانتر می‌شود و برای انسان ملكه می‌شود. این برای شما خیلی لازم است.
نكته‌ای كه جای آن در اواسط بحث بود و یادم رفت اضافه كنم اینست كه: حدود كار اطلاعاتی در هر كشوری وهر جامعه‌ای مختلف است. مثلاً جامعه‌ای كه در آن مسئله براندازی مطرح نیست یا مثلاً بكار بردن سلاح گرم مطرح نیست، سلاح گرم و مواد منفجره، ساختنش و آوردنش جزو حیطه‌های اطلاعاتی محسوب نمی‌شود. آنجا چون فرضاً كار سیاسی رایج است، یك جلسه ای، حلقه بحثی، كتابی، جزوه ای، بیانیه ای، حیطه كار اطلاعاتی محسوب می‌شود. اما مسئله سلاح و اینها، اصلاً جزو حیطه كار اطلاعاتی آن‌ها نیست، چون چنین چیزی وجود ندارد.
حال در كشور ما، حیطه‌های اطلاعاتی، حیطه‌های متنوع و وسیع‌تری از جاهای دیگر است. مثلاً در كشور ما، شبكه‌های فساد جنسی هم جزو حیطه‌های اطلاعاتی است. در خیلی از كشورها اینجور نیست. در كشور ما وقتی نگاه كردید و دیدید كه یك حركت فساد جنسی به سرعت پیش می‌رود و پخش می‌شود باید بدانید كه دارد یك كار ضد امنیتی انجام می‌گیرد، این جزو حیطه‌های اطلاعاتی است كه باید دنبالش بروید. البته وقتی به عمل می‌رسیم می‌بینیم كه یك قسمت كار اداره آگاهی و یك قسمت كار كمیته انقلاب اسلامی و یك قسمت كار اداره دیگر است. اما بعد ضد امنیتی آن، كار وزارت اطلاعات است و یك حیطه اطلاعاتی بسیار مهم است.
برای پیدا كردن حیطه‌های كار اطلاعاتی باید به این نكته هم توجه داشت كه در كشورهای مختلف حیطه‌های كار اطلاعاتی مختلف است و بستگی به شرایط موجود دارد.
متاسفانه وقتمان كم شد. انشاء الله كه موفق باشید. انشاء الله كه برادر عزیزمان جناب آقای ری‌شهری هم موفق باشند. كار خیلی مهمی است، كار خوبی است و همین‌طور برادران عزیز دیگری كه در این دستگاه مشغول كارهای خودشان هستند، همه شان توفیقات پروردگار را احراز كنند و خدای متعال از آن‌ها قبول كند. انشاء الله.
 
                                                والسلام علیكم و رحمه الله و بركاته
 



بیشتر



طبقه بندی: اخباروزارت اطلاعات،
[ پنجشنبه 27 مهر 1391 ] [ 03:18 ب.ظ ] [ سرباز گمنام امام زمان(عج) ]
درباره وبلاگ

این وبلاگ جهت مقابله با وبلاگهاوسایت هایی که هدف بد جلوه نشان دادن بسیج وبسیجی وسپاه وسپاهی را دارند راه اندازی شده است.امید است بایاری شما به اهداف این وبلاگ دست یابیم.
___________________________
کسانی که قصد همکاری دارند می توانند به من ایمیل بزنند.(فقط در زمینه وبلاگ)
vaja00313@gmail.com
یاعلی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
1
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
                    1